بلاگ ها

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به بلاگ ها بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف بلاگ ها این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

مرهم لعلاج الشرخ الشرجي

حسین (ع)

گریان تو هر ذره دنیاست ، حسین(ع)عالم به تمنای تو مولاست ، حسین(ع)
بی عشق تو عشقی نشود با معنادلداری تو مرهم دلهاست ، حسین(ع)
پروانگی ام را تو ببین ، سوخته امای شمع که در واقعه تنهاست ، حسین(ع)
آن ساغر وحدت که توباشی ساقییک جرعه مرا اوج تعالی ست ، حسین(ع) . . .

سنگ دل

سنگ دلا چرا دگر جور و جفا نمیکنی
جور و جفا بکن اگر مهر و وفا نمیکنی
زخم دگر بزن به دل مرهم اگر نمی نهی
درد دگر بده اگر خسته دوا نمیکنی
عهد هر آنچه میکنی وعده به هر که میدهی
عهد ز یاد میبری وعده وفا نمیکنی
تیر غمم زدی به جان تا که به خون نشانیم
هر چه کنی بکن دلا زان که خطا نمیکنی . . .

قلب مجروح

 
خدایا تو می دانی که در سراسر عمرم، هیچگاه تو را فراموش نکرده ام.
در سرزمین های دور دست فقط تو در کنارم بودی.
در شب های تار فقط تو انیس دردها و غم هایم بودی.
در صحنه های خطر فقط تو مرا محافظت می کردی.
اشک های ریزانم را فقط تو مشاهده می نمودی .
در قلب مجروحم فقط یاد تو و ذکر تو مرهم می گذاشت.
 
بخشی از نیایش های شهید چمران، کتاب زمزم عشق، ص 101 . . .

616

آدمهای زخمی رو نمیشه مداوا کرد، حتی نمیشه با کلمات رو زخمشون مرهم نهاد. آدمهای زخمی خطرناکن، بی رحمن، تا حدودی بی منطق اند حتی. آدمهای زخمی بمب ساعتی اند هر لحظه ممکنه تو یا همه چیز رو منفجر کنن.کاش مراقب دل آدمها باشیم، کاش زخم نزنیم چه عمدا چه سهوا. خدا میدونه کی تاوانشو پس میدیم."نسیان" . . .

جای گلایه نیست

به قول بزرگواری: پرونده هیچ اتفاقی در ذهن بسته نمی‌شود.
ماجرای تبعید هم همین است. بارها تمام باورهایم را مرور می‌کنم اما باز هم اول خطم. باز هم شعری، حرفی، آدمی میتواند مرا برگرداند به نقطه آغاز این درگیری درونی.
ما خوب نبودیم قبول؟ ولی شما که خوب بلدید خوب و بد درهم بخرید
اینچنین راندن ما رواست؟؟؟
این درد یادگار شماست حتی اگر به حسب خطای خودمان باشد. خودتان مرهم شوید کاش.
یا فارج الهم.
و لاتفرق بینی و بینک. . . .

حضرت آرام و قرار

 
اگر ایران تو را نداشت این همه بغضِ در گلو مانده ، این همه زخمِ بر جان خورده ، این همه داغِ بر دل نشسته ، این همه درد را کجا مرهم می گذاشتیم ؟
در میانِ غربت و نامردمانی ها کجا پناهمان می دادند؟
حضرت آرام و قرار اگر در این سرزمین نبودی ، توکه نه ، اما ما چقدر غریب می ماندیم .
 
 
پ.ن
نویسنده این متن مژده لواسانی.
داشتم فکر می کردم کاش الان تو مشهد و حرم امام رضا بودم که این متن را دیدم و حالم را خیلی خوب کرد . . .

مصطفی درعالم

برترین مخلوق ایزدمصطفی در عالم است/افتخارآفرینش آن نبی خاتم است/شدمحمدجلوه گاه رحمت و بربندگی/حضرتش پیغمبرمابا ولایت همدم است/درسپهرکل خلقت اشرف مخلوق رب/چشمها ازعشق وصلش اشتیاق زمزم است/اهل بیت مصطفی را لطفهای ایزدی/بهرایمان مسلمان ایتی بس محکم است/شیعه بادلدادگی ها عاشق آل نبی/روزمیلادپیمبر انتهای هرغم است/همزمان بامصطفی هم صادق آل نبی/این دومیلادمبارک قلب مارا مرهم است/حضرت صاحب زمان را هست تبریک وشعف/درظهور مهدویت دست مولاپرچم است/ . . .

آرامش جان

گریه کن بهرحسن آرامش جان میشود/حب او اندردل وجان عشق وایمان میشود/کشته زهرجفا مولا امام مجتبی است/سبط پیغمبر سراسر نوررحمان میشود/گشته است پورعلی مظلوم دوران خودش/قاتل او همسرش بازهر طغیان میشود/درشهادتنامه اش گریان نبی ومرتضی/فاطمه هم اشکریزش مثل باران میشود/بر حسین وزینب اوناله هایی داغ هست/چشم عباس دلاور باز گریان میشود/شیعه داردصدمصیبت از بر داغ حسن/آن بقیع درمدینه بین که نالان میشود/زمزم دلدادگیها سوی مهدی وظهور/مرهم اشک ومصیبت برم . . .

In place!

خشم بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطف بی وقت هیبت ببرد؛ نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند.
درشتی و نرمی به‌هم‌در به است
چو فاصد که جراح و مرهم‌نه است

درشتی نگیرد خردمند پیش
نه سستی که ناقص کند قدر ِ خویش

نه مر خویش‌تن را فزونی نهد
نه یک‌باره تن در مذلّت دهد

شبانی با پدر گفت ای خردمند
مرا تعلیم ده پیرانه یک پند.

بگفتا: نیک‌مردی کن نه چندان
که گردد خیره گرگ ِ تیز دندان
 
#یادمـبمونه!
سعدی . . .

نادیده بگیرید

من دارم به گذشته‌ام برمی‌گردم. کدام گذشته؟ گذشته‌ای که در آن نوجوانی پانزده شانزده ساله با کوچک‌ترین ناملایمت و خشم به گریه‌ی بی‌صدا می‌افتاد و مدام تلاش می‌کرد آن را پنهان کند، که نمی‌شد. حالا چرا دارم این‌ها را اینجا می‌نویسم؟ چون که دارم می‌ترکم از ناملایمت‌ها، از اتفاقات و ترکیب‌شان با ناملایمت‌ها. در من امروز هیچ اتفاقی تماشایی نیست. کاش حتی وقت‌تان را صرف خواندن این چند خط نکنید. اگر هم کردید نادیده بگیرید و بر من ببخشید ای . . .

یادآوری محرم

ازنجف تاکربلابیعت فراهم میشود/درصفریادآوری چون ازمحرم میشود/آمده سجادوزینب شام را کرده خراب/کربلاصدچشمه گریه مثل زمزم میشود/شدحسین و یاورانش جاودان نینوا/اربعین پیمان شیعه بازمحکم میشود/گریه واشک وتوسل هم قدم بازائرین/باولایت مومنین راعشق همدم میشود/چشم زائرتا بیفتد بارگاه کربلا/قلب اوباشورمولا کاسه غم میشود/دلسپاری برولایت بابصیرت حاصل است/برلب عشاق آقاذکر مرهم میشود/این شکوه خالصانه برفرج آمادگی است/بهرمهدی و ظهورش چشم شبنم میشود/ . . .

راه مشهد

اربعین کربلادرراه مشهدشدبپا/میرودپای پیاده زائرش سوی رضا/اشک وآه وگریه هاشان میرودتا عرش حق/لطفهاداردفراوان ازبر شاه وگدا/زمزم دلدادگی رامشهدش معنا کند/میدهد مزدولایت حضرت از سوی خدا/هشتمین نورامامت با شهادت رفته است/آخرماه صفرشد مجلس سوگ وعزا/خواهرش معصومه ومولاجوادش داغدار/غرق درشورومصیبت شیعیان باوفا/ذکر یامول راگوهرجان کرده اند/مضجع پاک وشریفش شدضریح آشنا/مشهدش مانندکعبه قبله گاه هفتم است/ضامن آهو همیشه شدتجلی ولا/اشک چشم زا . . .

آخرماه صفر

درآخرماه صفرزهراعزاداری کند/گریان شده بهرپدرزهراعزاداری کند/همراه حیدردرغم سنگین ختم المرسلین/باکودکان باچشم ترزهرا عزاداری کند/اودیده داغ مجتبی با ظلمهای همسرش/بادیدن خون جگر زهراعزاداری کند/دشمن به تابوت حسن تیرجفا انداخته/برماتم سخت پسرزهراعزاداری کند/این روزهاکه زینبش از کربلابرگشته است/همراه باخیل بشر زهراعزاداری کند/او کربلایی گشته وسوی حسینش اشکریز/این اشکهادارداثرزهرا عزاداری کند/سوی امام هشتمین اوراهی مشهدشود/بهرغریب در . . .

مدیون زینب

گریه باعاشقی مدیون نام زینب است/اربعین کربلاازراه وگام زینب است/اوپیام نینوارا برده تاشام بلا/راضی ازکاراو هردم امام زینب است/باحسین وکربلایش بیمه شد اسلام ناب/یاری دین وولایت در کلام زینب است/همره سجاددیده شورعاشورائیان/یاحسین تشنه لب ذکرتمام زینب است/سخت شد از بهر خواهر دوری ازمقتدا/اربعین اینک شکوهش ازپیام زینب است/هرقدم تاکربلا شیعه بصیرت داده است/این دفاع ازولایت درسلام زینب است/زمزم آمادگی راداده تا روزظهور/یادمان کربلاهم دردوام . . .

اعجاز اربعین

اعجاز اربعین را اینک جهان ببیند/آنجاشکوه دین راهردم عیان ببیند/شورحسین داده برکربلا فضلیت/دنیاشعورشیعه درهرمکان ببیند/پیغام نینوارا زینب به شام وکوفه/سجاداین حماسه رایک نشان ببیند/پای پیاده رفته عاشق به شوق دیدار/صدهافضیلتی رااودر نهان ببیند/یک لشکری زشیعه بهرولایت آید/لبیک یاحسینش برهرزبان ببیند/گنج بصیرتی را زینب دهد به عالم/درکربلای مولا زائر امان ببیند/اندررکاب رهبر یک لشکری فراهم/خواروشکست دائم بردشمنان ببیند/بهرظهورمهدی این ار . . .

همره زینب

من پیام کربلارا میبرم اندرجهان/همره زینب اسارت رفته ام چون با ن/ازمدینه نینوایی گشته ام من باحسین/خون دلهای فراوان خورده ام درهرمکان/نام من مانندحیدر شدعلی بن الحسین/باشهیدان خدایی عهدوپیمانم عیان/پیش چشم اشکبارم یک یک یاران شهید/قاسم وعباس واکبر بهربابا جانفشان/طفل شش ماهه شهید تشنه لب درکربلا/دستهای کوچک اوشیعیان راشد امان/قتلگاه شاه دین شد مکبرای ما/تاقیامت گریه براو شیعه راباشدنشان/عمه زینب بهرجانم بارهاگشته سپر/کوفه وشام بل . . .

تصویر عاشورائیان

طوفان غم برپاکندتصویر عاشورائیان/ایمان دل امضاء شودتفسیرعاشورائیان/حق درمسیر کربلا داردتجلی میکند/اشک تمام ناله هاتعبیرعاشورائیان/درزمزم احساس ما دردمحرم سخت شد/مملوبه این دنیاشده تکبیر عاشورائیان/بردشمن دین خدا این گریه ها تیرخدا/دارد ولایت محوری تدبیرعاشورائیان/کانون ذکرشیعیان اینک حسین بن علی/برقلبها دارد نظرتسخیرعاشورائیان/یاران پاک نینوا درس وفاداری دهند/بنگر شهیدان وطن تکثیرعاشورائیان/با شورمعنامیکند گنج شهادت تشنه لب/مزدخ . . .

فشارکربلا

قلب مهدی درفشارکربلاست/چونکه ناظراز برای نینواست/پیش چشمش بازغوغامیشود/جاری درقتلگاه خون خداست/یک یک یاران شهادت پیشه اند/هرکدامش یک شهید سر جداست/اکبروقاسم به میدان رفته اند/خون آنهاجاری عشق وولاست/اصغرشیرین زبان لب تشنه است/حرمله تیرش بسوی اورهاست/حضرت سقاکنار علقمه است/دست عباسش جدادرآن فضاست/روی تل زینبیه پرخروش/عمه زینب شاهدبر ماجراست/سربریدن جان زینب را گرفت/راس خونین برفراز نیزه هاست/خیمه آل عباآتش گرفت/حضرت سجاد هم غرق عزاست/یا . . .

لحظه بی یاوری

عصرعاشورای مولالحظه بی یاوری است/یک یک یاران فدایی بر امام ورهبری است/روی تل زینبیه ذکر هل من ناصرش/واقعا دشمن در آنجا ازتبار ابتری است/رحم بر اصحاب مولاکه نکرده هیچگاه/لحظه های بی برادر بی پسر بی مادری است/علقمه آرام گیرد بعدعباس علی/یادسقای حرم را گریه های کوثری است/وقت حمله بر حسین تشنه لب سرمیرسد/لحظه سخت وداع یک برادرخواهری است/میبرد باخنجرخودشمر راس یک امام/شدرثاء آل احمد باندای حیدری است/حضرت سجادو زینب غرق در شوروعزا/آتش برخیمه گاه . . .

گریه واشک

کربلاآتشفشان گریه واشک وغم است/روزعاشورا فراوان جلوه گاه ماتم است/شدحسین ویاورانش با لب تشنه شهید/دیده شیعه براین غم مثل چاه زمزم است/داده اند درس وفارا این ولایت محوران/گنج زیبای بصیرت مومنین راهمدم است/قاسم واکبرواصغر شد شهید درحرم/زینب کبری حسینش را مطیع ومحرم است/تشنه کامی بافتوت برلب دریا رسید/حضرت عباس مردی باولاو محکم است/در زمین کربلایش جاری خون خداست/شمروخولی درجنایت مثل ابن ملجم است/آتشی افتاده آنجا خیمه سجاد را/یوسف زهرا برای . . .

زراعة الحواجب الطبيعية خياراً مناسباً لعلاج الحواجب القليلة

زراعة الحواجب الطبیعیة خیاراً مناسباً لعلاج الحواجب القلیلةزراعة الحواجب الطبیعیة خیاراً مناسباً لعلاج الحواجب القلیلة مع مرور امن أن تتغیر معاییر الجمال و الأزیار فی العالم و هذا العامل أن یسبب ظهور أزیار الحدیثة فی العالم کل بضع السنوات. من جملة النصائح التی أحدثت فرقاً کبیراً علی مدی السنوات القلیلة السابقة أن ی شکل و حالة الحواجب. فی السنوات الأخیرة کان لدی جمیع الأشخاص و خاصة النساء حواجب رقیقة و طویلة و کان معیار الجمال فی ذ . . .

زراعة الحواجب الطبیعیة خیاراً مناسباً لعلاج الحواجب القليلة

زراعة الحواجب الطبیعیة خیاراً مناسباً لعلاج الحواجب القلیلة
زراعة الحواجب الطبیعیة خیاراً مناسباً لعلاج الحواجب القلیلة
مع مرور امن أن تتغیر معاییر الجمال و الأزیار فی العالم و هذا العامل أن یسبب ظهور أزیار الحدیثة فی العالم کل بضع السنوات. من جملة النصائح التی أحدثت فرقاً کبیراً علی مدی السنوات القلیلة السابقة أن ی شکل و حالة الحواجب. فی السنوات الأخیرة کان لدی جمیع الأشخاص و خاصة النساء حواجب رقیقة و طویلة و کان معیار الجمال ف . . .

مرثیه‌ی بدترین نوع تنهایی

یه خاطره پررنگ من از کودکیم دارم.یه دوستی بود که موقع فوتبال بازی کردن دو تا تیردروازه گل‌کوچیک داشت که با کمک بچه‌ها میاورد چند تا خیابون اونورتر فوتبال بازی می‌کردیم. یه بار سر یه مسئله‌ای بچه‌ها با این دعوا کردن دروازه‌هاشم پرت کردن سمتش. تنهاترین شده بود عملا، من کمکش کردم دروازه‌هاش رو تا خونه برد، اونم خیلی ازم تشکر کرد. ولی حس اون لحظه‌ای که همه چیز جلوی چشمش خراب شد، استیصالش وقتی دروازه‌ها رو انداختن سمتش و جوش یه طرف یکی از در . . .

هنر تحمل کردن زندگی

دنیای امروز ما قطعا به پزشک و مهندس نیاز دارد اما همین دنیا، میان همه این خستگی ها، میان همه بریدن های گاه و بی گاه و سپس بلند شدن ها، میان بودن و نبودن ها و میان تمامی این چاشنی های زندگی بالاخره به هنرمندان هم احتیاج دارد.
شاعرانی که غزل هایشان گوش کنجشک های باغچه را پر کند.
نقاشانی که به روی شهر رنگ بپاشند.
عکاسانی که دنیا را از ثبت زیبایی ها پر کنند.
نویسندگانی که با نوشته هاشان مرهم دلت باشند، آن هنگام که کسی دردت را نمی فهمد و حرفت را نمیشن . . .

3 پیغام

فقط خدا میدونه چند بار تا حالا گفتیم مهم نیست و بعدش زدیم زیر گریه 
پس فردا یک سال از شروع زندگیمون میگذره 
این یکسالی که گذشت روزای سخت کم نداشت . روزایی که شبا از استرس خوابم نمیبرد و ساعتها گریه میکردم 
روزایی که هیچ امیدی به آینده نمونده بود برام 
حالا هم روزام پر از استرسن . پر از سردرگمی 
هر روز پر از اتفاقاتیه که میخواد بهم بفهمونه اشتباه کردم 
هر روز آدمایی جلوی چشمم رژه میرن که برد کردن تو بازی زندگیشون 
من اما نمیدونم اشتباه کردم . . .

دیروز

دیروز خیلی راحت‌تر و بهتر از اونی بود که اونقدر براش غصه خوردم. نه احساس تنهایی کردم، نه رو زدم، نه کسی اعصابم رو خرد کرد، نه توی کارم کم آوردم و کم گذاشتم و نه هیچکدوم دیگه از گمانه‌زنی‌هام.دیروز فهمیدم خیلی از چیزایی که مدت‌ها بود تمرین کرده بودم رو یاد گرفتم. فقط هنوز خبر نداشتم که چه تغییرات و اصلاحاتی توی شخصیتم اتفاق افتاده‌.خلاصه اومدم بگم اگه سختتونه، اگه حالتون خرابه، اگه ترسیدین و دوست دارین دو روز بمیرین تا بگذره این لحظه‌های . . .

غوغای دیگر میدهد

شام غریبان درحرم غوغای دیگر میدهد/آتش میان خیمه آل پیمبر میدهد/سخت است بهرزینب وآن کودکان وبانوان/درکربلای پربلا تصویرممیدهد/آنجا حسین ولشکرش گشته شهیدراه دین/یادی زعباسش درآن اکبرواصغرمیدهد/زینب وسجادون آماده سوی کوفه اند/اندراسارت سختیش برآل حیدر میدهد/برروی نیزه یک سری درپیش چشم زینبش/گریه برایش فاطمه از نهرکوثرمیدهد/آتشفشان کربلاعشق میان سینه هاست/شیعه برای رهبری هرلحظه ای سرمیدهد/درس ولایت محوری آموخته برشیعیان/ایران اسل . . .

همراه زینب

سخت است بهرمهدی این کاروان ببیند/همراه عمه زینب خیل ن ببیند/اندرصف اسیران مولا امام چهارم/زنجیروغل به پایش درآن مکان ببیند/ازکربلابه کوفه تاشام رهسپارند/برنیزه از شهیدان سرهای درآن ببیند/ترسیم کرده زینب در کوفه کارایزد/اوعمه رافراوان چون قهرمان ببیند/سجادبا اسیران اندر خرابه ساکن/داغ رقیه رااو هم توامان ببیند/پورحسین دارد یک خطبه ای پراز سوز/پیغام کربلارا زینب زجان ببیند/کاخ یزید فاسد بردشمنان خراب است/پایان ظلم دشمن دنیاعیان ببیند/ . . .

زراعة الحواجب الطبیعیة خیاراً مناسباً لعلاج الحواجب القلیلة

زراعة الحواجب الطبیعیة خیاراً مناسباً لعلاج الحواجب القلیلة
زراعة الحواجب الطبیعیة خیاراً مناسباً لعلاج الحواجب القلیلة
مع مرور امن أن تتغیر معاییر الجمال و الأزیار فی العالم و هذا العامل أن یسبب ظهور أزیار الحدیثة فی العالم کل بضع السنوات. من جملة النصائح التی أحدثت فرقاً کبیراً علی مدی السنوات القلیلة السابقة أن ی شکل و حالة الحواجب. فی السنوات الأخیرة کان لدی جمیع الأشخاص و خاصة النساء حواجب رقیقة و طویلة و کان معیار الجمال فی . . .

من باب روز جهانی فرزند اول خانواده

همیشه معتقد بودم و خواهم بود که بدترین عذابی که یه نفر می‌تونه متحمل بشه، فرزند اول بودنه.خیلی سخته که همه ازت توقع داشته باشن که سنگ صبور خواهر برادارای کوچیک‌ترت باشی، اما خودت ندونی سنگ صبور چیه. ازت بخوان تکیه‌گاه باشی واسشون اما خودت پشتت خالی باشه. محرم راز باشی در حالی‌که همه نامحرمن واست. مرهم زخماشون باشی در شرایطی که وقتی خودت زخمی می‌شی، جای زخمو بیشتر فشار می‌دی تا انقدر خون بیاد که بالاخره بند بیاد. رفیق باشی وقتی رفیق خودت . . .

هواي دلتنگي .

گاهی آه سراغ غم را می گیرد ؛گاهـــــی . هوای خیال ! فرقی نمیکند . . . . هر دو  ختم میشوند به  دلتنگی !!!غافل از اینکه ، مرهم زخم های کهنه لبهای بی رمق است .!نه برای بوسه ،  بلکه برای اینکه چیزی بگوید.شاید اینجا آخر خط  خیال است …ته دنیای بدون غم.!!ولی قلبی اینجا ایستاده .! تماشا یی تر از همیشه …دلی که بی توهم تنگ نشده!اینجا یک دنیا آه هست و خیال و همه فریادهای دلی مجنون …  و مردمان روزگار اگر بگذارند .  . . .

راهنورد افسانه.

0 اشاره دو غزل ذیل را در 19 سالگی و در سالروز تولدم که بیست و پنجم دی ماه است سروده ام.42 سال از سرودنشان می گذرد راهنورد ////////////قرین ساغر رنجم .خراب باده ی دردمببین به سرخی اشکم .ببین به چهره ی زردمدر این دیار که گوشی .به ناله نیست بدهکارز اشک گرم چه حاصل .چه سود از دم سردمیکی رهیده ز خود نیست تا بگویدم از لطفکه چیست مرهم داغم .که چیست چاره ی دردمثمـــر نچیــده هنــوز از .نهال باغ جوانیتبر به ریشه ی من.این و آن زنند به هر دمبه قصد راحت . . .

برسد به دست کیمیا علیزاده

خانم کیمیا علیزاده که از زبان میلیون‌ها زن سرکوب شده در ایران صحبت کردید؛ کاش جای زخم هایتان را نشانمان می‌دادید تا ما ن سرکوب شده ایرانی بدانیم مرهم را کجا باید بگذاریم! براستی شما سرکوب شدید؟ از سال ۹۵ که مدال برنز المپیک ریو را گرفتید برای همه‌مان عزیز شدید و آشنا، هزاران بار اسمتان را جزو اولین‌ها شنیدیم ولی یکبار هم کسی در گوشمان نگفت زهرا نعمتی اولین مدال پارالمپیک را به دست آورده آن هم طلا! آن هم قبل از شما.آنقدر که گوشمان به اس . . .

نه حرف سپید می زنم من نه سیاه

اساسی ترین تصویر نادرستی که از دنیا داریم اینست که ممکن است از اندوه و ناملایمات روزی رهایی یابیم. این احتمال که ممکن است سالی بگذرد و همه چیز سرجای خودش باشد و ما هم حاصل و آسوده بنشینیم. یکی سال ها اجاره نشین بود و خانه ای خرید و به مجرّد آنکه در خانه ی خودش نشست بچه ش مریض سخت شد. یکی دانشگاه قبول شد، رتبه ی نخست و بعد مادرش را از دست داد. یکی به همسر دلخواهش رسید ولی سرطان گوارش گرفت و کج دار و مریز زنده است. آن یکی به پست و مقام ریاست رسید ولی . . .

بگذر ز من ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم

بعد از ده روز حرف نزدن وقتی تازه از خواب پاشدم و هوا تاریکه وقتی اصلا تو فکرت نیستم یهو اس میدی که ماه رو ببین! تو میدونی حسم به ماه چیه میدونی تو این خوابگاه لعنتی فقط ماه ارومم میکنه میدونی یه نشونه و رمزه بینمون که یه چیز یه شکلو تو یه زمان میتونیم تو اسمون ببینیم میدونی چقدر وقتا بهت گفتم برو ماهو پیدا کن ببینش میدونی چقدر ازش عکس دارم میدونی چقدر وقتا پشت تلفن باهم ساکت شدیم و زل زدیم به ماه تو همه اینارو میدونستی و بهم گفتی ماه رو ببین، ول . . .

شام غریبان 1398

 
 
ای اهل شفقت امشب شمع و چراغ بردارید و جای جای بیابان و دشت را روشن کنید.
شاید کودکی گوشه ایی جامانده باشد.
سفر که میرویم دسته جمعی، با کاروان، وای اگر کسی در توقف ها جا بماند. بارها میشماریم اگر یکی کم شده باشد منتظر میمانیم، حالمان خوب است و اضطرار نداریم.
 
امشب زینب با آن قلب پاره پاره اینسو و آن سو در بیابان پی طفلان سوخته دامن میدود.
چه میگوید در دل عمه سادات خدا داند.
گمشده ها غریبه نیستند جگرگوشه های زینب اند، یادگاران حسین و عباس و م . . .

خواص کدو حلوایی

کدو حلوایی، میوه یک گیاه علفی است که دارای ساقه های بلند و خزنده و برگ های پهن است.
گل های این گیاه زرد و میوه آن شبیه خربزه و یا خیلی بزرگتر از آن است. قسمت های مورد استفاده کدو حلوایی عبارتند از: میوه، پوست، تخم میوه، گل کدو حلوایی را به صورت پخته، ترشی، مربا، تهیه روغن، مورد استفاده قرار می دهند.
 
خواص کدو حلوایی:
• یرقان (زردی) را برطرف می کند.
• انواع کدو، ادرار آور و تب بر است.
• تخم کدو به خصوص پوست سبز رنگ آن ضد کرم است. لذا مصرف مقدار ۷۵ ت . . .

خاصیت کدو حلوایی

کدو حلوایی، میوه یک گیاه علفی است که دارای ساقه های بلند و خزنده و برگ های پهن است.
گل های این گیاه زرد و میوه آن شبیه خربزه و یا خیلی بزرگتر از آن است. قسمت های مورد استفاده کدو حلوایی عبارتند از: میوه، پوست، تخم میوه، گل کدو حلوایی را به صورت پخته، ترشی، مربا، تهیه روغن، مورد استفاده قرار می دهند.
 
خواص کدو حلوایی:
• یرقان (زردی) را برطرف می کند.
• انواع کدو، ادرار آور و تب بر است.
• تخم کدو به خصوص پوست سبز رنگ آن ضد کرم است. لذا مصرف مقدار ۷۵ ت . . .

صفحه‌ی 282 - من که ملول گشتمی. !

الف. سلام.  قرص‌های‌م را خورده‌ام، امّا هنوز از پس آن حالِ بد برنیامده‌ام. طول می‌کشد تا بیایم. شاید به همان اندازه که طول می‌کشد که تأثیر داروها برود و من دوباره به یاد بیاورم که باید هر روز صبح و شب بخورم‌شان.  امّا این را پدر نمی‌فهمد. یعنی در وضعیّتی نیست که بفهمد. برای فهمیدن کسی باید مشتاق فهمیدن باشد که پدر نیست. پدر نمی‌خواهد بفهمد. مطلب ثقیلی‌ست که فهمیدن‌ش دردناک‌ست. فهمیدن این که دکتر روان‌شناس من را –هرچند ناقص- امّا از پدر . . .

جان‌گداز و جان‌نواز

گاهی مشغله‌های زندگی از جهات مختلف حمله‌ور می‌شوند.
لحظات سختی هستند؟! لحظات پرانرژی‌ی هستند؟! واقعیت ماجرا این است که خودم هم نمی‌دانم.
برخی از چنین مواقعی احساس می‌کنم پر از انرژی هستم؛ چقدر خوب که کارهای زیادی برای انجام دادن دارم.
اما در برخی دیگر، چنان احساس ناتوانی‌ی وجودم را پر می‌کند که گویی عاجزترین موجودات هستم.
 
اشکالی ندارد. من عادت‌کردن‌به‌این‌مواقع را یاد گرفته‌ام.
می‌دانی؟! وقتی جهان درون‌ت خیلی بزرگ‌تر از جهان ب . . .

.بگوييم زندگي ميگذرد، آدمها ميگذرند و هي سنگين تر شويم از اندوه.

شب های انتظار و حسرت و حسادت و افسوس را پشت سر گذاشتیم. از پهلویِ چشم های ورم کرده از گریه های خاموش تا سحر گذر کردیم. درد متأثر از بلعیدن صداها و فکرها و اشک ها را چشیدیم. در جهان جمله های نگفته، کارهای نکرده، آرزوهای نرسیده مغروق شدیم. دفترهای مجازی و واقعی را به اندوهِ شبانه احساسمان آغشته کردیم. روزهای خالی از معنا و عمق ما را در خود کشیدند. در ابتدای بیداریِ صبح های نامطلوب به سفیدیِ سقفِ اتاق خیره ماندیم. و عمرمان را سپردیم به نقاب های گاه . . .

ما هي اسباب و طرق علاج أورام الرحم الليفية

یجب علاج أورام الرحم اللیفیة لأنها أورام حمیدة تنمو فی جدار وبطانة الرحم وغالبًا ما تظهر أثناء سنوات الإنجاب لدى السیدات فی الفترة بین 20 إلى 45 سنة وتسمى أیضًا الورم العضلی الأملس، كما أن تلك الأورام لا ترتبط بزیادة خطر الإصابة بسرطان الرحم حیث أن نسبة تحولها إلى أورام خبیثة تكاد تكون معدومة.یتراوح حجم أورام الرحم من حجم حبة صغیرة لا یمكن رؤیتها إلى الكتل الضخمة التی تسبب تشوه وزیادة حجم الرحم، كما أنها قد تكون ورم لیفی واحد أو أك . . .

غم ماهنیسی

اسن یلدن سوروشورام هرگون نه لر گیمیسن منیم اوچون تیترمین اورگیوی اشیدمیشم دومانلارا ورمیسن بلکده اواوشوینجه نفسیوی بتر بتر اللرینه هورموسندالیسیجان سو توکمودنیاشغیشا دیل توکموسن چکیلمیسن دونولمز بیر قرانلیغا چکموسن
دگیللرکی بیر دفه لیخ هر شیی سن آتمیساندا گتمیسن گدینجده دنیامیزی بولاندیریپ گجه تکین اتمیسن  پنجره میزین اورگینه قانلی بولوت تیکمیسنبلیدی کیسن عشقیدن ال اوزموسن بیر دفه لیخ گتمیسن
بلکه دن سن هیچ وقت منی سومدین هیچ بیر . . .

keyboard_arrow_up