بلاگ ها

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به بلاگ ها بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف بلاگ ها این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

اكبر موقع جنس

پرسش :

 روضه آمدن لیلا به بالین حضرت علی اكبر واقعیت است یا تحریف؟ همچنین آیا قضیه عروسی حضرت قاسم تحریف است؟  پاسخ : یكی از معروفترین قضایا كه حتی یك تاریخ به آن گواهی نمی دهد، قصه «لیلا»، مادر حضرت علی اكبر است. البته ایشان مادری به نام لیلا داشته اند؛ ولی یك مورخ نگفته است كه لیلا در كربلا بوده است. اما چقدر ما روضه لیلا و علی اكبر خواندیم. روضه آمدن لیلا به بالین علی اكبر! اصلا لیلایی در كربلا نبوده است.از این بالاتر می گویند: در . . .

al7iyat

الحیاةموقع الحیاةمدونة الحیاةالحیاة التعلیمیالحیاة الثقافیالحیاة موقع الحیاة مدونة الحیاة الحیاة التعلیمی الحیاة الثقافی الحیاة موقع الحیاة مدونة الحیاة الحیاة التعلیمی الحیاة الثقافی الحیاة موقع الحیاة مدونة الحیاة الحیاة التعلیمی الحیاة الثقافی الحیاة موقع الحیاة مدونة الحیاة الحیاة التعلیمی الحیاة الثقافی الحیاة موقع الحیاة مدونة الحیاة الحیاة التعلیمی الحیاة الثقافی الحیاة موقع الحیاة مدونة الحیاة الحیاة التعلیمی الحیاة . . .

فهرست كتابهاي كتابخوان ماه دي 98

فهرست  كتابهای كتابخوان ماه دی 981-ایمنی در خانه؛ پدیدآور: پتی مِیرز گراس؛ مترجم: فراز پندار؛ ناشر: فنی ایران؛ تعداد صفحات: 242-به بهانه مسیح؛ پدیدآور: سعید زاهدی؛ ناشر: عابد؛ تعداد صفحات: 1763-پرواز باپاراموتور را دوست دارم؛ پدیدآور: علی آرمین؛ ناشر كتاب جمكران؛ تعداد صفحات: 1544-دیدار در هاید پارك: آخرامان؛ پدیدآور: علی‌اكبر كاظمی‌گرجی؛ ناشر: مؤسسه بوستان كتاب؛ تعداد صفحات: 344 . . .

یادم نمی رود

بعضی چیزها هیچوقت از دل آدمی در نمیرود
هیچ وقت.
روزها که بگذرد،هفته ها،ماه ها،و شایدم سالیان سال هم بگذرد
بازم یادت نمیرود حرف ها و کارهایی که باعث شد همیشه بهش فکرکنی
حالا چه خوب و یا چه بد.
شاید کوچک باشد،شایدم بزرگ،شاید حرف خوب و شایدم حرف بد
توهین،تهمت،یا خوبی و یا نیکی و یا بزرگی
بعضی چیزها واقعا از دل من در نمیرود
موقع خواب به یادشم،موقع غذا به یادش،موقع استراحت،موقع کار،
موقعی ای که تو چهره همون افرادی که این حرف را به من زدند یادش م . . .

استراحت کنیم

سلام
یه موقع هایی هم هست که ادم از قوی بودن خودش خسته میشه.
این موقع ها نباید خودمونو سرزنش کنیم.
فقط باید کمی به خودمون استراحت بدیم و دوباره تلاش کنیم. 
بالاخره ما هم آدمیم، ربات که نیستیم.
 
  . . .

چمه؟

احساسِ خلا
حفره
نبودن
کم بودن
اضافی بودن
احساسِ نداشتن
گم شدن توی گرداب
توی مرداب؟
احساسِ بغض وسط گلو
گریه ی بی موقع وسط کلاس
احساسِ سکوت
پلی شدن آهنگ های بی ربط
احساس ترس
دلتنگی
ناامیدی.
.
.
آدما خیلی ضعیفن
من از همشون ضعیف تر
اینجور موقع ها یه سوال رو خیلی از خودم میپرسم
"چته؟"
کاش جواب داشت . . .

ز.

+ دیشب باز یه چیزایی یادم اومد از اون موقع که کنار پنجره خوابگاه دراز کشیده بودم و هیچکس نبود و ترس بود و یه کم تنهایی و یه انرژی خوب که کنار گوشم بود . دیگه تکرار نشد برام .
+ چرا اگه تا ابد هم طول بکشه باز هم دلت تنگ میشه؟ تو هی عوض میشی ولی هنوزم یه تیکه هایی هست که نمیشه جداشون کرد . یه روز همه ی حرفا و خاطره هایی که نوشتیم رو پاک میکنم . اون موقع دیگه سعی میکنم حتی هر از گاهی هم چیزی یادم نیاد. . . .

حرف های من .

 
یک موقع هایی که فرصت میشه و یک کوچولو با خودم خلوت می کنم می بینم مهمترین حرف هایِ من همان حرف هایی است که سانسورشان می کنم ! یعنی نمیشود گفتشان حتی اگر لای چندتا زرورق بزاری و بپیچیشان .
شاید از واکنش ها می ترسم و شاید هم جرأتش را ندارم .
یک موقع هم هست که می خواهم بنویسم و مطلبی به ذهنم می رسد اما حوصله اش را ندارم و بعد که دچار مرور زمان می شود دیگه تمرکز لازم را ندارم !
این تمرکزِ برای اینکه بنویسی و حرفت را بزنی خیلی مهمه و من مدت ها است که ت . . .

و او دوباره اینجاست

این دیگر یکی از آن دلخوشی های کوچک» زندگی نیست که همیشه حرفشان را می زنم. این حقیقتا یکی از بزرگ ترین دلخوشی هایی است که می تواند در زندگی کسی پیش بیایید! مثلا دیدار یک انسان فوق العاده بعد از یک سال دوری. دور هم جمع شدن خانواده ی زیادی کوچکتان بعد از یک سال. و به طَبَعیت لبخندهای گرم و ژرفی که صورت همهههه را زینت داده. شوخی های احمقانه و خنده هایی که برای آن شوخی ها زیادی اند. بوی عطرش که تقریبا داشت فراموشت می شد. و می دانید کجایش از همه ب . . .

یک سال شد که اینجام!

زمان خیلی سریع تر از اون چیزی که هرکدوم از ما فکر میکنیم، در حال حرکته. دوم آذر سال نود و هفت بود که آووکادو اینجا رو بهم نشون داد. اون موقع نه خونه ای داشتیم و نه زندگی ای! پارسال همین موقع فقط نامزد بودیم! هیچوقت فکر نمیکردم تو یک سال این همه تغییر کنم. تغییر شهر. خونه. وسایل. شغل. طرز تفکر. حتی وقتی توی آینه نگاه میکنم قیافه م هم تغییر کرده! تقریبا هیچی از یلدای پارسال باقی نمونده و این منِ جدید بیشتر خوشحالم میکنه. . . .

272

مرسی که وقتی میدونی هورمون هام سر همون موضوع بهم میریزه و کم طاقت و بی حوصله میشم مواظب رفتار خودت هستی و مراعات حال منو میکنی مخصوصا اون موقع هایی که اژدهای درونم بیدار میشه و همه رو میبنده به آتیش .من میدونم این جور مواقع اصلا آدم مورد علاقه ات نیستم و حرفایی میزنم که اصلا خوشایند نیستولی میدونی چیه واقعیتش اینه که من نمیدونم چی گفتم !چون اصلا اون موقع به خودم گوش نمیدادم +تشکر ویژه از همه ی پارتنر هایی که درک حال و وضعیت دارند . . .

عواقب تاخیر در تعویض روغن موتور

از اصلی­ ترین اقدامات جهت افزایش طول عمر خودرو، تعویض به موقع روغن موتور و فیلتر روغن است. با افزایش آلودگی روغن در اثر کارکرد طولانی، روغن لجن میشود و به­ صورت ه درمی­آید. در پی ایجاد اختلال در پمپاژ روغن و نرسیدن روغن به اجزای حیاتی موتور، مشکلاتی همچون تماس مستقیم بیشتر قطعات فی و تولید آلودگی‌های بیشتر در روغن بروز پیدا میکند. این روند می‌تواند موجب مشکلات بسیار حادی همچون روغن سوزی و یاتاقان زدن موتور خودرو شود که هزینه زیادی ر . . .

فصل شکار

 
الان از خیلی موقع های دیگه توی زندگیم  سر راست ترم ! حس و حالم رو بهتر از هر کس دیگه ای میفهمم و هدفام رو میشناسم .
حالا دیگه بیشتر  از هر موقع دیگه ای تو زندگیم دغدغه هام برام آشنا و روشنن.
ادامه مطلب . . .

راز و رمز پختن برنج

اگر برنجتان شور شد
• اگر هنگام پخت کته و موقع جوشیدن برنج در آب، متوجه شدید که برنج خیلی شور شده است، داخل آب برنج چند تکه سیب زمینی پوست کنده بریزید. سیب زمینی، شوری غذا را به خود جذب می کند.
• اگر قبل از آبکش کردن برنج متوجه شوری آن شدید، موقع آبکش کردن، مقدار آب بیشتری روی برنج آبکش شده بریزید.
• اگر دیگر کار از کار گذشته بود و کاری برای جبران شوری برنج نمی توانستید انجام دهید خورش را کم نمک بپزید.
 
ادامه مطلب . . .

بیماری آب سیاه

بیماری آب سیاه 
یک متخصص قرنیه گفت: اگر برای درمان آب سیاه چشم به موقع به پزشک مراجعه نشود ممکن است به از دست رفتن کامل دید منجر شود
  علیرضا برادران رفیعی متخصص قرنیه و استاد دانشگاه شهید بهشتی درباره بیماری آب سیاه چشم اظهار کرد: آب سیاه چشم (گلوکوم) از جمله اختلالات چشمی است که بر اثر فشار چشم به وجود می‌آید و به‌طور معمول درد و نشانه‌ای ندارد و در صورت درمان نشدن به موقع به از بین رفتن کامل دید منجر خواهد شد.
 
ادامه مطلب . . .

بیست و هشتمین مهر

    
  
یادمه نوجوون که بودم، اون موقع ها که با اینترنت دایل آپ وصل میشدیم به اینترنت، با یه دخترخانوم چت می کردم که بیست و هشت سالش بود و شمالی بود!
گه گاهی با هم چت میکردیم و با خودم میگفتم چرا تا الآن ازدواج نکرده؟! بیست و هشت سال خیلیه!
با یه آقایی هم چت میکردم که اونم توو همین سن و سال بود!
رفته بودم توو حس و حال کلید اسرار:)) با خودم گفتم بذار واسطه کار خیر بشم و گفتم این دو نفر رو با هم آشنا کنم شاید با هم ازدواج کردن!
به هم دیگه معرفیشون کردم و . . .

در وحشت!

نورز ۹۶ موقع تحویل سال مشغول باز کردن لوله با فنربرقی بودم.
نوروز ۹۷ آنتن تلویزیون را درست میکردم.
نوروز ۹۸ را هم به گچ کردن دیوار اتاق مشغول بودم.
بدون در نظر گرفتن ساعت و شرایط و. .
طبق همان قاعده که موقع درس خواندن مشغول شمردن گل های قالی می شویم.
شب های یلدا هم طبق همین منوال بوده.
پارسال شب یلدا نشسته بودم و برای بچه ها خاطره تعریف میکردم. به قدری خنداندم شان که حتی با دیدن خندوانه هم آنقدر نمیخندیدند.خودم فقط برای آب و تاب ماجراها میخندیدم . . .

غر به جون زمستون !

 
راستش بین دوست داشتن یا نداشتنت موندم ! یه روزایی که چشم باز می کنم و شعله خوشرنگ و آبی بخاری رو میبینم و ناامیدانه و اخمالو تخت گرم و نرمم رو ترک میکنم و شروع میکنم لایه لایه لباس روی هم پوشیدن و چاقی عجیبی از وجودم به نمایش میذارم و بعد توی سوز سرد صبح میرم تا سر خیابون که یه تاکسی محض رضای خدا منو سوار کنه و بعد اگه به موقع برسم به مقصد  با دماغی قرمز پا به محل کارِ شبیه یخچالم میگذارم  اون موقع ها اصلا دوستت ندارم و این دوست نداشتن میاد . . .

انشاء در مورد ترس

ترس چیست؟ترس واژه ای است که برای همه ما آشنا است.ترس به معنی داشتن رعب و وحشت از یک چیز است.ترس گاهی چیز مفید یا گاهی چیز بدی است که باید بدانیم در کجا باید نترسیم و کجا باید بترسیم.
دو نوع ترس داریم ، ترس به جا و ترس نابجا. ترس به جا به ترسی گفته می شود که به جا و خوب است مانند موقع خطر برای مثال فردی می داند که در نصف شب بیرون خطرناک است و نباید از خانه خارج شودو. ترس نابجا به ترسی گفته می شود که در موقع نامناسب است برای مثال ترس از تاریکی.
می توان . . .

تمرکز در هنگام درس خواندن

 
موقع درس خوندن تمرکز ندارم!
 
بسیاری از دانش آموزان  یک عبارت را خیلی به کار می‌برند : نمیتوانم درس بخوانم چون تمرکز ندارم». خیلی از آن ها فکر می کنند ذاتا آدم حواس پرتی هستند در صورتی که این دیدگاه غلط است چرا که تمرکز حواس یک امر اکتسابی است و ذاتی نیست. هر کس با هوش عادی می تواند به تمرکز حواس خیره کننده ای دست یابد و عوامل عدم تمرکز را از بین ببرد. البته حواس پرتی هیچ موقع به صفر نمی رسد اما میتوان میزان آن را تا حد قابل ملاحظه ای کاهش داد. . . .

"زندگی مجازی"

 
.به نام خالق هستی.
 
 
 
 این عکس دقیقا داره زندگی کردن  امروزه همه ی آدما رو نشون میده. الان زندگی همه ی ما ها طوری شده که اگر این گوشی ها وفضای مجازی نباشه،دیگه نمیشه زندگی کرد.
هر روز صبح که بیدار میشیم این سرم رو به خودمون وصل میکنیم و تا وقتی که خوابمون نبره اون رو از خودمون جدا نمیکنیم
تا حالا به این فکر کردیم که تا کی قراره این سرم رو به خودمون وصل کنیم؟!!! 
اصلا کی قراره این سرم تموم بشه؟؟!!!!
یکم به گذشته نگاه کنیم،اون موقع گوشی و فضای . . .

راز و رمزهای تهیه پلو»ی خوشمزه و خوش قد و بالا

راز و رمزهای تهیه پلو»ی خوشمزه و خوش قد و بالاچلو صرفا به برنجی که به روش آبکش تهیه شده گفته می شود و پلو همه برنج ها و کته را هم شامل می شود.
چلو آبکش:
برای تهیه برنج ابتدا باید کاملا آن را پاک کرد که مبادا داخل آن، سنگ یا فضله موش باشد. سپس باید شست. برنج را موقع شستن نباید چنگ زد. موقع شستن مقداری از نشاسته برنج خارج می شود. تا وقتی که آب زلال شود معمولا 3 بار شسته می شود.
سپس برنج را با مقداری نمک داخل ظرف بزرگی خیس کرد تا برنج پس از خیس خوردن و . . .

اتاق9ساختمال1واقع در خیابون 81

ذهنت که آزاد باشه زندگیتم خیلی بهتر جریان داره
ولی وقتی آزاد نیست 
نیست دیگه.
کاریشم نمیشه کرد.
حتی از یه کار خیلی ساده هم نمیتونی بربیای
حالا تو به من میگی حالتو با یه ریتم زدن به من بفهمون!
وقتی درگیره از هرجایی میگی
 به هرچیزی فکر میکنی 
اصلا انگار دیوانه ای که داره یک اتوموبیل هدایت میکنه هرلحظه امکان داره چندنفرو زیر بگیره و اخرسرهم بره تو دیواریک مغازه چند نفر همرا با خودش و اون ماشینشو نابود کنه.
اصلا نمیفهمی چه موقع شب شد چه موقع ب . . .

از عجایبِ روزگار

هیچ موقع فکر نمی‌کردم مهم‌ترین مسائل زندگیم توی یه شب به شدت بارونی، توی یه فست‌فودی 10متری، نبش میدون آرژانتین، درحال به دندون کشیدن مرغ سوخاری تعیین بشن. ترسناک نیست؟ . . .

نگاهی به یادداشت علی مطهری: داستان اتم یا گاندوی 2؟»

از آن جایی که خیلی ها حال و حوصله ی خواندن متن های طولانی را ندارند، فقط یک پاراگراف از یادداشت علی مطهری را بگویم:
نکته سـوم در مســتند مذکور این بود که این مستند هیچ اشاره ای به کارشکنی های مخالفان اجرا شدن برجام پس از امضای آن نکرد. همه می دانیم که بخشی مصمم بود که برجام اجرا نشود و برای رسـیدن به این هدف خــود از هیچ اقدامی نظیر ترساندن متقاضیان سرمایه گذاری خارجی در ایران و موشک پراکنی بی موقع و مخالفت با قراردادهایی نظیر قــرارداد خرید . . .

۲۲۵.بی عنوان

هفته پیش همین موقع داشتم از جنوب بر میگشتم
دقیقا بعد از انفولانزا مجبور بودم برم
بلیط از قبل گرفته بودم
کل مسافرت سرفه کردم ولی خوب بود هوای گرم دوست دارم
من توی هوای 60 و 70 درجه جنوب سال پیش بعد از غذا میرفتم پیاده روی
همیشه سردم بود که از ضعف بود
امسال که 6 کیلو تونستم اضافه کنم دیگه افت فشار خون شدید ندارم
تازه وزنم نرمال شده
از استرس بود می دونم وقتی استرس دارم اشتها ندارم
امسال فرق می کن هنوزم استرس دارم ولی دارم تغییر میکنم
خلاصه من میرفتم . . .

وب رنک

فرض کنین میخوام یه وب کاری درست کنم با بازدید زیاد و در ادامه رنک بالا با دامنه ترجیحا رایگان! و ازونا که موقع فیلترینگ باز باشه
کسی پیشنهادی داره ایا؟ به نظرتون همینجا خوبه یا جای بهتر و پربازدید تریم هست؟ . . .

یک خوان از هفت خوان :))

دیروز موفق شدم بخش دوم پروژه را بفرستم، البته که احتمال زیاد داره مجبور بشم باز روش کار کنم اما خب به هر حال یه بخش عمده اش انجام شد و به معنای واقعی کلمه باری از روی دوشم برداشته شد، به هر حال کاری بود که قبول کرده بودم و تعهد داشتم. هرچند که هنوز تموم نشده و مونده تا بره برای داوری و بعد از اون هم هنوز مقاله اش مونده. روزیکه استاد پایان نامه ام بهم زنگ زد و پیشنهاد این پروژه راداد تو درمانگاه بودم و پسری سه ماه و نیمه ام بغلم بود، استاد فکر میکر . . .

به اینا زنده م

عمه جان! من درس خودم رو میخونم، تو هم درس خودت رو بخون.
( و سرگرم نوشتن میشه)
 
 
کسی چه میدونه صدای به هم خوردن تنه ی مداد مشکی و قرمزش، موقع مشق نوشتن چه عشقی نصیب روح خسته م میکنه. . . .

خوب باشیم

اگر مرا دوست نداشته باشیدراز می‌کشم و می‌میرممرگ نه سفری بی‌بازگشت است                             و نه ناگهان محو شدنمرگ دوست نداشتن توستدرست آن موقع که باید دوست بداری رسول یونان . . .

چیز خاصی نیست!

فک کنم که دوم یا سوم راهنمایی بودمصبح ها خیلی زود با مینی بوس میرفتم مدرسه و ظهر هم ساعت ۳ این حدود ها برمیگشتیم با همون مینی بوس سفید و اون راننده ی مهربون.چند ماهی میشد که مامان مریض شده بود و وقتی میومدم خونه کسی نبود ک در رو باز کنه و بیاد استقبالم.خب اخه من عادت کرده بودم همش مامان باشه و در رو باز کنه!اون موقع ها مامان نمیتونست زیاد سرپا وایسه و راه بره و خیلی چیزای دیگهبعضی وقتا عمه ها و بعضی وقتا مامان جون و بابا غذا درست میکردنمنم اخه خ . . .

من، واسه یه بارم ک شده تو دنیا نتونستم خودخواه باشم، واسه یه بار هم تو دنیا نتونستم ب حقِ خودم احترام بذارم و توقع داشتم ک دنیا احترام بذاره. اگه گفتم از خودم نا امید شدم واقعا شدم، آخه وقتی از همه ی دنیا، از تک تک آدم های دنیا امیدتو از دست بدی، ب کلمه ای مثل امید هم شک میکنی. چهار زانو میشینم کف خونه، انگشتای دست راستمو کف دست چپم محکم میکشم و هی با خودم دو دو تا میکنم اما جواب ندارم براش. واسه این همه نا امیدی جوابی ندارم. من اگه راه جلوم بسته ب . . .

لطیفه در مورد غم و اندوه

لطیفه در مورد غم و اندوه
در این مطلب از سایت جسارت می خواهیم در مورد لطیفه در مورد غم و اندوه صحبت کنیم. این مطلب به خواسته شما عزیزان زده شده است و امیدواریم مورد توجه و عنایت شما کاربران گرامی قرار گیرد.
لطیفه در مورد غم و اندوه
فرناندو پسوا میگه که اندوه تلاشگران سخت کوش بدترین نوع اندوه است پس نتیجه می گیریم که خوشحالی آدم های بیکار و بی عار هم بهترین نوع خوشحالیه
 
 

اورهان پاموک میگه کتاب ها که ما آنها را به اشتباه مای تسکین می دانیم. تنه . . .

کنکور ارشد

امروز برای ارشد ثبت نام کردم
بعید میدونم بیارم چون فرصت خوندن مفصل ندارم و دو ترم دیگه دارم و از طرفی اگر هم بیارم باید ورودی بهمن بزنم.
کارای پایان نامم مونده و حالا خوندن ارشد هم اضافه شده، درسای دانشگاهم هست. 
کلی کار دارم و همه اینا رو میتونم به راحتی با یه برنامه ریزی دقیق و از پیش تعیین شده به موازات هم پیش ببرم. 
هیچکاری نشد نداره، من خیلی به خودم و تصمیماتم ایمان و اعتماد دارم. 
میتونم به جرات بگم حس و حال خوبی که الان دارم موقع کنکور کا . . .

مصلحت شما به مصلحت نیست!

مصلحت نیست رییس جمهور استعفا بدهد
مصلحت نیست رییس جمهور استیضاح شود
مصلحت نیست مجلسی که قرار بود در راس امور باشد مصوبه بنزینی دو تن از سران قوا را اصلاح کند
مصلحت نیست اعتراضات مردمی به اقدام ناجوانمردانه دولت به سطح خیابان ها کشانده شود
مصلحت نیست وزیر نفت و کشور و آموزش و پرورش استیضاح شوند
مصلحت نیست برادر رییس جمهور و برادر معاون اول رییس جمهور به زندان بروند
و
خیلی خوب! اما سکوت در برابر گرانی افسارگسیخته و پوزخند دولت مردان به نجا . . .

مگس

اولین بار توی عمرم یک مگس رو دیدم که موقع پروازش نتونست رو پاهاش فرود بیاد و با پشتش افتاد روی میزم. با اینکه اصلا دلم نمیخواد دست به کشتن بزنم اما اگه مگس به این خنگی رو نکشم، احساس میکنم نسبت به جامعه مگس‌ها دارم خیانت میکنم که بهش فرصت ازدیاد نسل میدم. . . .

بازآ

بعد از مدت‌ها، اومدم و سر زدم به یک‌سری وبلاگ‌هایی که می‌شناختم. اغلب، فراموش شده و رها شده بودن. مثل خونه‌ای که مسافراش برنگشته‌ن و همه‌چیز همونطور باقی مونده و اما خاک خورده و بوی نم گرفته‌ان. بعضی هم که حتی آدرسی باقی نمونده بود و تبدیل به بلاگ دیگه‌ای شده بودن. اما، حسادت بردم به آدم‌هایی که هنوز می‌نوشتند. تاریخ آخرین نوشته‌شان همین تیر و مرداد بود. با خودم فکر کردم، چقدر از این آدم‌ها پایین‌ترم. یا کاش، با هم رفاقتی داشتیم. 
بعد . . .

لبخند بزن دلبر

ببین یک تماس ساده.یک چه عجب!» یک دیدن سرشار از عشق.یک"دلم برایت تنگ شده"از ته دل.یک گفت و گوی کوتاه."یک چه خوب شد امدی موقع خداحافظی".چقدر حال هردویمان را خوب می کند و تو تا همین امروز قبل از ظهر،ساعت ده و پنجاه و نه دقیقه،دریغش میکردی.
+ممنون که دوستم داری.شایدباورت نشه ولی من به این دوست داشتن ها محتاجم.
+بعد از پیامک زدن و گفتن حرف های بالا، حال او هم خیلی خوب است.
  . . .

عمليات امام مهدي

عملیات امام مهدی (عج) این عملیات در تاریخ 26 اسفند 1359 با هدف عقب راندن دشمن از شهر و منطقه سوسنگرد انجام شد. این عملیات به منظور انهدام دشمن در غرب سوسنگرد تا روستای احیمر طراحی شد و بسیج با پشتیبانی ارتش حمله را آغاز كردند. دو ساعت بعد یعنی در ساعت 10 صبح عملیات با موفقیت انجام شد. و رزمندگان كه نمی خواستند در مواضع جدید استقرار یابند به عقب بازگشتند.آغاز عملیاتهای غیر كلاسیك محدود :پس از آنكه فرماندهان ایرانی دریافتند كه با جنگها . . .

آرزو های بلاتکلیف !

یکبار موقع سال تحویل از ته دلم آرزویی کردم ، به دو ماه هم نکشید که برآورده شد ، به یک هفته هم نکشید که فهمیدم چه آرزوی اشتباهی . از آن روز چند سال میگذرد و من دیگر نتوانستم چیزی را از ته دلم بخواهم .  انگار ته دلم با من قهر کرده ، شاید هم من با ته دلم قهر کردم . ولی مطمئنم خدا هنوز هست ، هنوز دست هایش پر است ! . . .

ای هیچ از برای هیچ بر هیچ مپیچ

هیچ. کارهای روزمره را انجام میدهم. وقتی که حواسم نیست همه‌چیز عادی و حتی بامزه‌! است. حواسم که از حواس‌پرتی‌ها پرت میشود دوباره همه‌چیز دل‌تنگ کننده به نظر می‌رسد. بیلی آیلیش چگونه توانسته موقع خواندن آهنگ‌هایش خودش را جمع جور کند و هربار زار نزند؟
پی‌نوشت: من به دلتنگی مفرط دچار شده‌ام. . . .

هومن احمق

یه پسر خاله دارم،
 
عین هومن جعفری هست (همون که داداش کامرانه که خواننده ن)، یعنی این بشر کپی این ابلهه. و عین اون ابله هم ناله میکنه وقتی حرف میزنه، انگار داره رابطه جنسی برقرار میکنه همون لحظه. یعنی حالت به هم میخوره از صدای این نکبت.
هی این زنگ میزد هی صداش میرفت روی اعصابم. خیلی هم چرت و پرت میگفت (ما عین خواهر و برادر بزرگ شدیم، یعنی از بچگی با زدن به سر و کله هم بزرگ شدیم البته بعد از چهارم ابتدایی برای سالهای سال از هم جدا شدیم). یه مدته دیگه . . .

مزاياي درمان ارتودنسي به موقع چيست؟

مزایای ارتودنسی دندان به موقع بسیار است همه می دانند که درمان ارتودنسی می تواند دندان ها را ردیف کرده و لبخند زیبا به وجود بیاورد اما آیا می دانید که درمان ارتودنسی نه تنها دندان ها را ردیف می کند بلکه سلامت دندان ها و لبخند شما را نیز بهبود می بخشد.بریس های ارتودنسی می توانند مشکلات همسویی فک بالا و پایین را حل کنند دستگاه های ارتودنسی ثابت یا ارتودنسی نامریی می توانند ، شلوغی دندان و یا فاصله های دندانی را برطرف کنند آنها ممک . . .

جریده رفت و گذرگاه عافیت تنگ بود.

خالی شده‌ام. از فرودگاه برگشته‌ام و خواب به چشم‌هایم نمی‌آید. در فرودگاه به محسن گفتم دلم نمی‌خواست موقع خداحافظی گریه کنم. گریه کردن موقع خداحافظی یعنی اضافه کردن یک نگرانی به نگرانی‌های مسافرِ در حال رفتن. گفت اتّفاقاً خوش‌حال‌کننده هم هست. من خوش‌حال می‌شدم اگر خواهری داشتم که آن‌قدر دوستم داشت که حالش زمانِ رفتنم چنین می‌شد. خواستم بگویم خب تو هم عین برادر منی و فلان. دیدم نه. این جایگاه در ذهنم مختصّ یک نفر است و باقی، هرقدر هم ک . . .

keyboard_arrow_up